به استقبال سال جديد مي رويم...![]()
سالي جديد...سالي تازه...سالي كه در آن قصد داريم به تمام خواسته ها و آرزوهايي كه سالهاي قبل موفق به عملي كردن آنها نشده ايم، جامه ي عمل بپوشيم...سالي نو...اما افسوس كه ما از اين كلمه ي((نو)) تنها تميز كردن چند متر سراميك و شستن چند تخته فرش و بعد تا خِرخِره آجيل و شيريني خوردن را فهميده و درك كرده ايم...بهتر است ياد بگيريم، ايمان بياوريم كه انسان زاده ي تغيير است؛ و اگر انساني در طول حيات خود هرگز قصد تغيير و تحولي را نداشته باشد، آنگاه با سنگ خاراي بيابان چه تفاوتي دارد؟! نوروز همراه با نامش يك دنيا معاني را به ذهن ما منتقل مي كند. انساني كه ديروزش با امروز و امروزش با فرداي نيامده مو نمي زند، برايش چه فرقي مي كند كه امروز 29 باشد و فردا اولين روز يك ماه، اولين روز يك سال...هيچ!
نو...نو شدن...اي كاش در سال جديد به فكر نو شدن افكار و انديشه هايمان باشيم...به فكر نو شدن قلبمان... نه به فكر نو شدن سرويس جواهرات و يا نو شدن مبلمان منزل!
به اميد نو شدن روح و روان تمام دوستان عزيز به استقبال سال جديد مي رويم..التماس2آ/
)
پ.ن2: در روزهاي آينده(اولين روزهاي سال جديد) با يك داستان برميگردم. فعلا مشغول ويرايش نهايي داستان هستم. خوشحال ميشم خواننده داستان آينده من باشيد. به احتمال زياد پس از قرار دادن داستان تا مدتي از حضور انورتان مرخص خواهم شد!...
)

نفر سوم



